X
تبلیغات
دلنوشته هايم براي امام زمان(عج)

سلام...

سلام خدای من..

سلام امام رئوفم.....

یا امام رضا حاجتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت روا شدم....نمیدونم چطور شکرکنم خدا رو...

حالا فقط یه حاجت دارم تو سینه میشه اونم روا کنی...

تو رو قسم به مادرت...

ماه رمضون از ته دلم درک کردم چرا بهت میگن رئوف..وقتی دلم شست..وقتی از اینکه انقدر صدات کنم و دعا کنم و بی اثر باشه دلم شکست......

وقتی واقعا دلم شکست و گفتم باشه...هر چی تو بگی دیگه هیچی نمیگم...وقتی تو نمیخوتای صئدام رو بشنوی...

۳ ساعت!!!!!!

نه کمتر از ۳ ساعت طول کشید تا حاجت روام کردی....

طلبیدی که شب قدر ۲۳ تو حرمت باشم.. و من تا عمر دارم فراموش نمیکنم لحظه هایی که در حرمت بودم اون هم تو شبهای قدر..

عکسهای مراسم رو که خودم گرفتم رو بعدا اینجا میزارم..

5 روز عاشقی ..

5 روز دلدادگی..

5 روز صفا تو حرم امام رضا...

شب 23.......الغوث الغوثایی که تو حرم میگتفیم و چشممون به گنبد طلا بود....تو صحن انقلاب ...رو به گنبد...سمت چپ سقا خونه...ردیفای جلو...

.

.

.

 

چند تا نکته:

اگه خواستی حاجت روا شی....شاید فک کنی دلت شکسته..اما نه...وقتی دل شکسته ای که حاجتت رو بگیری..

تاثیر اینها رو دیدم:

با دله شکسته و از ته دل با خلوص کامل دعا کردن...

۴۰ روز دعای عهد خوندن...

خونهدن دعای استجابت دعا از مفاتیح(اللهی کیف ادعوک و انا نا ..اللهی کیف اقطع رجائی انت انت

از ته دلم دعا میکنم هر کی ارزوشه هر کی دلتنگه خیلی زود قسمت شه بره پابوس...تو حرم نائب زیاره همه بودمن...بخصوص زینب جونم که همیشه وقتی تو حرم ماما رضاست خیلی زحمتش میدم...کلی یادت بودم عزیزم..

تو دعاهاتون فراموشم نکنیننننننننا...

 

+ نوشته شده در   یکشنبه دوازدهم شهریور 1391;ساعت  11:54;  توسط  منتظر;  | 

السلام علیک یا صاحب الزمان:

 اللهی:

فاقبل عذری....

من  لی غیرک........؟؟

من  لی غیرک........؟؟

من  لی غیرک........؟؟

من  لی غیرک........؟؟

من  لی غیرک........؟؟

من  لی غیرک........؟؟

من  لی غیرک........؟؟

اللهم لا اجدلذنوبی غافرا ولا لقبائحی ساترا ولالشی ء من عملی القبیح بالحسن مبدلا غیرک
خدايا من كسي كه گناهانم را ببخشد و بر اعمال زشتم پرده پوشد و كارهاي بدم به كارهاي نيك بدل كند جز تو نميابم


الهی وربی من لی غیرک اسئله کشف ضری والنظر فی امری
اي خدا اي پروردگار جز تو من كه را دارم تا از او در خواست كنم كه غم و رنجم را بر طرف سازد و به اعمالم از لطف توجه

دارم میرم.....

تا یه مدت....

شایدم.....

یا صاحب الزمان(عج) ادرکنی.......

مولای من ........یادته اون روزی که اومم اینجا از دلتنگیام بنویسم!خودم بودم و خودت.... یه روز که آپ کرده بودم ...از طریق صفحه ی اول بلاگفا با وب آبجی گلم "زینب "آشنا شدم چقدر مناسبت داشت با حال و هوای اون روزام.....آبجی گلم امیدوام گره از مشکلاتت باز شه همیشه به یادتم و برات دعا میکنم تو هم با دله مهربونت برای من دعا کن.....از وب اون هم با وبلاگ خانم محسنیان که مادر مجاور همه کبوترا هستن آشنا شدم ...یه مادر عاشق کامل......یادته همه چیز چطروی پیش میرفت.......حس غریب.....مشهدالرضا.....حرم.....دلتنگی....دلتنگی....دلتنگی......

بعدش هم که با عطیه و شیمای گلم دو تا اجیه مجاورم آشنا شدم که واقعا خوش به حالشون..... امیدوارم و دعا میکنم همیشه موفق باشید ......

*راستی مادر جون و  آجیهای گلم"عطیه وزینب و شیما جون" این خداحاظفی فقط خداحافظی از نوشتن تو اینجاستا همیشه به وباتون میام .....هر وقت دلتون خواست برام کامنت ایمیل یا اس بدید وگرنه خیلی دلتنگتون میشم*"برام خیلی دعا کنید  آجیهای مجاورم شمایی که تو جوار امام رضا(ع)هستدکه حتی اگه نرید حرم هم موقع گزر از خیابونهای اطراف چشمتون که میخوره به گنبد حرم وقتی ته دلتون لرزید خواستید حاجتی رو درنظر بگیرید برا منم دعا کنید......."

آرزومه شبهای قدر تو حرم امام رضا(ع) باشم وقتی میرید حرم از طرف ماهایی که دوریم نائب الزیاره باشید

و دعا کنید آقا بطلبدم.......


دوست دارم واسه پست آخری چند تا عکس بذارم:

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

 بدون شرح:

گزارش تصویری مراسم شب قدر

 

 

یابن الحسن بعد از اون اتفاقا و دل تنگیا واسه مشهدالرضا اینطوری بود که شدم یکی از کبوترای حضرتی .... نمیدونم واقعا لیاقتش رو دارم کنار عاشقهای واقعی و تیزپرواز من هم پروبالی به شوق دیدارت بزنم یا نه......ولی با دله شکستم برات مینویسم یه گوشه ی دیگه....خودت میدونی چرا دارم میرم و همیشه .....

 میگم مولای من :

بی سر وپا به سر شود

بی دل و جان به سر شود

بی تو به سر نمیشود

بی همگان به سر شود

بی من و ما به سر شود

بی تو به سر نمیشود

داغ تو دارد این دلم

جای دگر نمیشود

درد مرا دوا تویی

رنج مرا شفا تویی

تشنه ام و سقا تویی

بی تو به سر نمیشود

در دل و جان من تویی

جان و جهان من تویی

بی تو به سر نمیشود

سرسجاده ی عشقتون برام خیلی دعا کنید .... که محتاجم....

امیدوارم به همه حاجاتی که خدا براتون صلاح میدونه برسید......

یا صاحب الزمان(عج)..مهدی جان.....

فردا......

جمعست....

و ما هنوز محصور در غربت فاصله ها ..... در دیار منیت.... روزهای هفته را برای رسیدن جمعه میشماریم.....باز بگوییم گذشت این جمعه و باز نیامدی.....؟؟؟

مولاجان خبر داری از :

دلم ....دلم....دلم...

اللهم عجل الولیک الفرج....

+ نوشته شده در   پنجشنبه چهارم فروردین 1390;ساعت  3:7;  توسط  منتظر;  | 

السلام عليك يا صاحب الزمان:

و سلام به همه ي عزيزاني كه اينجا هستن.....

سال نوتون مبارك امسدوارم امسال چشممون به مال مولامون مهدي روشن شه!!

ولي الكي شعار نديم!!رنگ و بوي دلمون رو سر سامون بديم!! با دلمون قدم برداريم.....

ديروز حدوداي ساعت ۲ مهمون كه مهمون بوديم اخبار ساعت ۲ داشت از حال و هواي عيد .... يه خصوص حرم امام رضا (ع) رو نشون ميداد.... كلي زائر و مجاور جمع بودن با يه آهنگ خيلي خاص و قشنگي هم صدا ميخوندن:

یا مقلب القلوب والبصار

یا مدبر الیل و النهار

یا محول الحول ول احوال

حول حالنا الا احسن الحال

خوش به حال اونايي كه اونجا بودن .......

 

اگه زينب جونم اجازه بدن چند تا از عكساي وبش رو ميذارم..... عكساي تحويل سال مشهد هست.....

التماس دعــــــــــــــــــــــا...

 

اميدوارم سالتون پر از بركت .... خوبيها و زيباييها باشه......

شمام برا من دعا كنيد......

دعام كنيد  ""اللهم عجل الوليك الفرج ""  رو تموم وجودم زمزمه كنه و فقط يه نوشته نشه .....

 

+ نوشته شده در   سه شنبه دوم فروردین 1390;ساعت  16:40;  توسط  منتظر;  | 

السلام علیک یا صاحب الزمان......

اومد بگم آخرین جمعه ی سال اومد ولی نیومدی.......

۱ علامت سوالی هست!!!

چرا؟؟چطوری شد که اینطو شد؟؟

گاهی فراموش میکنیم چیکار داریم میکنیم!!منتظر جمعه شبا باشیم!!!؟!هستیم!؟!

با منتظر فرج مولایمان مهدی؟!؟!

مولای من ادرکنی..........

عید همگی مبارک......


اين ديده نيست قابل ديدار روي تو
چشمي دگر بده كه تماشا كنم تو را

تو در ميان جمعي و من در تفكرم
كاندر كجا روم و پيدا كنم تو را


 

یا مقلب القلوب والبصار

یا مدبر الیل و النهار

یا محول الحول ول احوال

حول حالنا الا احسن الحال


اللهم عجل الولیک الفرج......

التماس دعا.......

 

+ نوشته شده در   جمعه بیست و هفتم اسفند 1389;ساعت  2:28;  توسط  منتظر;  | 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی .......

 

سلام آقا جونم ........ اومدم تبریک بگم میلاد پدر بزرگوارت رو ......

و بگم چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی ......

گل یاس فاطمه ....... ادرکنی........

 

قبیله هواداران احسان علیخانی

راستی :

هر وقت تو وب زینب جونم دلنوشته هاش رو میخونم خیلی دلم میلرزه.....

یه دلنوشته گذاشته بود در باره لحظه سال تحویل تو حرم..... جلو پنجره فولاد ...با همه مجاورا با همه زائرا خوندن دعای تحویل سال.....چقدر اشکم در اومد ..... امام رضا جونم تو خلوتم همیشه هستی مگه نه!پس حس و حالم رو میدونی ....... .

 خیلی دلم برای حرمت تنگ شده .....عید !!....تعطیلات ....به این که میگن امام رضا باید بطلبه اعتقاد دارم!و واقعا باور دارم...... یعنی نمیدونم بگم تعطیلات عید به خاطره شرایط حاکم انگار قرار نیست بیام پابوس یا نه!!!

خودت میدونی چقدر دوست دارم برای اولین بارم که شده موقع سال تحویل تو حرمت باشم ........ همین الان که داشتم اینها رو مینویسم تو تلوزیون حرمت رو نشون میداد!! لحظه ی سال تحویل سالهای قبل ...دلم یه جورای شد .......

چقدر دوست دارم وقتی لحظه ی سال تحویل شد ........ ازت عیدی بخوام....ولی .............. نمیدونم....

امام رضا جانم میبینی هیچی نمیگم.....!هیچی ...... هر چی خودت صلاح بدونی ...من از راه دور هم کبوتر دلم رو پر میدم به حرمت .....

راستی  تو درد و دلام باهات ازت قول گرفتم همیشه دعام کنی ...... پس دلم قرصه قرصه .....

میلاد امام حسن عسکری بر همه مبارک........

اگر نتونستم واسه عید پست بذارم.........

عید نوروز رو هم تبریک میگم......

خوش به حال دوستایی که تو حرم   زمزمه میکنن:

با مقلب القلوب والبصار...........

التماس دعا از همه دوستان به خصوص مجاورا و عاشقا......


اين ديده نيست قابل ديدار روي تو
چشمي دگر بده كه تماشا كنم تو را

تو در ميان جمعي و من در تفكرم
كاندر كجا روم و پيدا كنم تو را


اللهم عجل الولیک الفرج.......

التماس دعا...


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   شنبه بیست و یکم اسفند 1389;ساعت  20:34;  توسط  منتظر;  | 

اين ديده نيست قابل ديدار روي تو
چشمي دگر بده كه تماشا كنم تو را

تو در ميان جمعي و من در تفكرم
كاندر كجا روم و پيدا كنم تو را

.........

خیلی به دلم نشسته

اباصالح المهدی ادرکنی......

یا صاحب الزمان....ادرکنی......

ای مولای خوبم ..... 

هنوز در انتظار فرجت هستم!گاه زانو میزنمنو گاه میایستم

اما هر گز در انتظار فرجت ننشسته ام...

مولاجان قلب عاشقم رو دریاب......


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   شنبه چهاردهم اسفند 1389;ساعت  23:4;  توسط  منتظر;  | 

السلام علیک یا صاحب الزمان:

عاشق اون لحظه ای هستم که وقتی نام مبارکت تو یک مجلس رو زبونها جاری میشه همه یک صدا صلوات ختم میکنند و تمام قد بلند میشند.....

یا رسول الله ...... پدر مهربون مسلمونا.... چقدر حس خوبیه موقع دلتنگی یادم میفته که قول شفاعتت رو بهمون دادی ..... و چقدر حس خوبیه که دلت ...همه وجودت به یه امید بزرگی گرم باشه......

و چه دلگرمیه بزرگیه وقتی با خودم زمزمه میکنم:

«استغفار وسیله محو گناهان است.»

کلامی که بهمون سفارش کردی و ما چقدر دوریم ازش و شاید خیلی خیلی نزدیک...... !!

 میلاد روسول خوبیها و مهربونیها و امام جعفر صادق رو به همگی تبریک میگم...... امیدوارم هر کی هر حاجتی داره تو این روز مبارک عیدی بگیره...... و خود پیامبر تو آخرت شفاعتش کنه من هم بین جمع شما خوبان....

یا رسول الله..... پیامبر دلسوز .....ای کاش تونسته باشیم همون امتی باشیم که انتظارش رو داری.....

همین طوری برای خودم مینویسم.......

دلتنگیام رو ورق میزنم....

انبوه واژه ها...

خستگیا....

امیدها....

روشناییا....

ناخود آگاه از اعماق وجودم مینویسم.....برای خداجونم که:

دلم تنگه خدا ...... آخه اون بقیع میخواد......مسجد النبی میخواد....

دوباره میخونمش ...... میبینم چقدر به دلم میشینه....


اين ديده نيست قابل ديدار روي تو
چشمي دگر بده كه تماشا كنم تو را

تو در ميان جمعي و من در تفكرم
كاندر كجا روم و پيدا كنم تو را

برا همه وبرای  من هم دعا کنید.....

اللهم عجل الولی الفرج........

التماس دعا.....

+ نوشته شده در   یکشنبه یکم اسفند 1389;ساعت  0:11;  توسط  منتظر;  | 

السلام علیک یا صاحب الزمان:

یابن الحسن کجایی !؟کی میشود بیایی

آخه دلم خیلی بارونیه....

شهادت پدر بزرگوارت رو تسلیت میگم......

امروز جمعه بود ...... منتظرهای اومدنت رو چشم به راه گذاشتی ؟!....مولای خوبم حتما هنوز لیاقتش رو نداریم........

چقدر این چند سطر به دلم نشست:

.:.:.::گفته بودی دلتنگیهایم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند .

می گفتی گه قاصد ک ها گوش شنوا دارند ، غم هایت را در گو ششان زمزمه کن و به یاد بسپار

من اکنون صاحب دشتی قاصدکم ،

اما مگر تو نمی دانستی قاصدک های خیس از اشک می میرند ؟:.:.::..

 

!!!عید آواز نرگسان چشم انتظار بهاری بر قلب های سرشار از طراوت عشق مبارک!!!!

 یا صاحب الزمان!!نمیدونم چی بگم!

درسته رو سیاهم ولی منتظرتم!!..... عصرهای جمعه بغضم میشکنه.... از انتظار دلم میگیره ولی هنوز منتظرم....

خیلی شرمندم!

 :

خداجون دوست ندارم حتی یک دم از تو عاشقات غافل شم!

اگر قرار یه روزی این اتفاق بیفته التماست میکنم که روز مرگم باشه....... 

 

قبیله هواداران احسان علیخانی

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   جمعه بیست و دوم بهمن 1389;ساعت  19:2;  توسط  منتظر; 

مهدی و مولای ما امشب سه جا دارد عزا
گاه گوید مصطفی گه مجتبی گاهی رضا
السلام علیک یا صاحب الزمان.......

سلام آقا امام رضا(ع) ........

میخوام امشب پا به پای زوارای عاشقت تو حرمت بچرخم

میدونم قبولم میکنی

چون لمس کردم وقتی برا عاشقات دعا میکنی خدا حاجت روا میکنه

حاجتم رو میدونی......

پس قبولم کن ......

با دل عاشقم ......دلی که فقط خودت میدونی چقدر دوست داره......

باقیش رو در طول شب مینویسم.........

مراسم عزاداری و روضه خونی تو حرم برگزار بود...توش ه جمله خیلی دلم رو لرزوند...آقاجون.......

گفت:همه زوارا که از دور و نزدیک .....پیاده یا با وسیله اومدن....... بگید:آقاجان.....یا امام رضا...... من اومدم از راه دور.....حرمت رو پیدا ردم....

موقع مردن ....شب اول قبر تو هم من رو تنهام نذار.......

خیلی با دلم بازی کرد

یا امام رضا جانم.........قربونت برم..... فدای دل مهربونت..خوب منم از دور زیارتت کردم..دلم رو پردادم به حرمت.......چی میشه موقع مردن..... وقتی ملک الموت میاد تو هم من رو تنهام نذاری...؟!بیای پیشم.....

آخه من خیلی میترسم اگر مولام نیاد..اگر اون موقع تنها باشم .......

اگر پیشم نباشی........خیلی دلم میشکنه......میگم مگه من زائرت نبودم.......عاشقت نبودم.......پس چرا تنهام گذاشتی آقا....

وقتی همه گذاشتن رفتن.....من موندم و اعمالم......مولاجان منتظرتم بیای.....

۸۹/۱۰/۱۵:

سلام :

سلا یا امام رضا........

سلام امام جواد(ع) ....... اومدم امروز امام رضا رو قسم بدم به تو ....به پسرش ..... به اون موقعیش که حال و وضع پدرش رو میدید که داشت پر پر میشد و به خودش میپیچید ......یا امام رضا میخوام برا اینکه برام دعا کنی (چون میدونم وقتی برامون دعا میکنی چقدر زود حاجت روا میشیم).....به جوادت قسم بدم.......

تو ماشین بودم

رادیو روشن بود.....

یه خانومی......گفت:۴۰ سال نرفتم پابوس..... ۴۰ سال نشده برم زیارته آقا امام رضا.....یه بغض و حسرت تو صداش بود تو نفسش.........

هر کی اینها رو میخونه برا این خانوم  برا بقیه و برا منم دعا کنه......

..............

یا غریب الغربا امام رضا..................... میخوام با صدای بلند با دلم فریاد بزنم و تکرار کنم تا صدام با زائرات که دارن این جمله رو تکرار میکنن برسه به حرمت.......

 

 

 

۲۸ صفر .......۱۵ بهمن  ۸۹......... ۱۷:۳۴

امروز آخرین روز ماه صفر بود

یا رسول الله (ص)........

پدر مهربانم......

 میخواهم مژده تموم شدن ماه صفر رو بدم بهتون....

شمام قول دادید هر کسی مژده پایان رسیدن ماه صفر رو بهتون بده مژده بهشت رو بهش بدید.......

 من هم مژده گونی میخوام پدرجانم

 شفاعت ......و بهشت ......

 

هوای بعد از ظهرای جمعه همیشه گرفتست امروز با غم شهادتت یا امام رضا جانم که یکی شده اصلا نمیشه تحمل کرد  غمش رو ....


شنبه/۱۶/۱۱/۸۹

السلام علیک یا صاحب الزمان......

قاصدك
ابرهاي همه عالم شب و روز
در دلم مي گريند

 

۵ماهی هست که اینجا مینویسم....  با عشقی که تو دلم دارم.......

مولای مهربونم اولش که اومدم خودم بودم و خودت....... و خدا.......

دوستای خوبی پیدا کردم ..... یکی از یکی پاکتر..... .ممنونتم.....

خیلی وقتا اومدم و نوشتم ....... خیلی آروم شدم.....خیلی آرومم کردی..... چقدر از دلتنگیام گفتم ..نوشتم..... همیشه وقتی مینویسم یه حالی پیدا میکنم....... یه حال عجیب..... مطمئنم اینا رو میخونی مگه نه؟! .......میخونی چون حرفای دلم هستن......پس اگر ننویسم هم میخونیشون.......ازشون خبر داری........ باخبر میشی از حالم........

نمیدونم چرا حس میکنم یه مدت نباید بنویسم......

نمیدونم چرا...... یعنی میتونم دووم بیارم؟!

همینه که میخوام برم....... مگه نوشتن چی داره....... که دل نمیتونه داشته باشه......

 

نمیخوام بت بسازم......

نمیخوام فرع رو بجشبم........

 دوست دارم خود اصل برام بمونه......

نمیدونم....

 همش دارم فکر میکنم......

فکر .....فکر .......فکر.....

اینجا نشد یه جای دیگه......

هنوز نمیدونم.......

.:.:.::گفته بودی دلتنگیهایم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند .

می گفتی گه قاصد ک ها گوش شنوا دارند ، غم هایت را در گو ششان زمزمه کن و به یاد بسپار

من اکنون صاحب دشتی قاصدکم ،

اما مگر تو نمی دانستی قاصدک های خیس از اشک می میرند ؟:.:.::..

آقاجون امشب حال دلم خیلی بده .... گرفته .... دلتنگته ..... دلتنگ تو ..... دلتنگ خودش.....برا دلتنگی برای تو دلتنگ شده........

مولای دلشکستم........:

وقتی بیایی...

وقتی بیایی به تو می گویم که تنها عشق به آمدنت دلم را زنده نگه داشته .

نذر کرده ام وقتی آمدی برایت از زنبق ها گردنبندی بسازم وشهر را زیر

حریر سبز خیال بپوشانم ودنیا را سرشارازصداقت قناری ها سازم وبا تو

از تمام با تو نبودن ها سخن بگویم . برای آمدنت نذر کرده ام که یکصد

و چهارده روز ، روزی دوازده بار ،روی دیوار قلبم پنج سطر بنویسم

"خدا کند که بیایی"

مولا جانم ..... یا صاحب الزمان..... آقایی که دلم به امید ظهور تو میتپد....... میدونستی نفسم بالا نمیاد..... از دلتنگی. ....

 مگر تو نمی دانستی قاصدک های خیس از اشک می میرند ؟:.:.::..

برام دعا کنید.......خیلی محتاجم........

+ نوشته شده در   پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389;ساعت  21:41;  توسط  منتظر;  | 

 

Click the image to open in full size.

      سلام یابن الحسن.....

سلام دختر پیامبر......سلام مادر خوبیها سلام مادر عزادارم.....سلام امید تنهاییا...

اومدم تسلیت بگم رحلت پدرت رو پدر خوبیها رو وفات پدرمون رو...... نمیدونم با چه واژه هایی بگم من رو هم تو ناراحتیتون شریک بدونی........ بهتر که فکر میکنم میبینم خودت میدونی.حتما از دلم خبر داری......از حال دیشبم ...... میخوام تسلیت بگم شهادت امام حسن(ع) رو .......

فدای دلتون بشم مادر عزادارم که امرووز تو عزای دو تا از عزیزانتی....... پسرت  امام حسن(ع)  کریم اهل بیت و پدرت رسول لله(ص)........

پس فردا هم شهادت امام رضاست......خانم جان چقدر غم تو سینت داری وماها با کوچکترین چیز ناشکر میشیم.....

پیامبر خوبیها..... میگن بالاتری درجه شفاعت برا تو هست .....وقتی همه برانگیخته میشن مسلمونات پشت سرتو امون میگیرن.......  تو رو قسم به دخترت فاطمه شفاعته من رو هم پیش خدا بکن....... التماست میکنم یا رسول الله(ص)

 

دلم مدینه میخواد.......دلم مشهد میخواد.......دلم بقیع میخواد.....

دلم جایی رو میخواد که توش آروم بگیره........

وای که چقدر دوست داشتم توحرم باشم....دیشب تا ساعت ۳ از اینترنت پیش زواراش بودم....... خوش به حال همشون.....

چند روزه دلم اصلا آروم نیست.......

کبوتر دلم بی قراره پرش میدم پیش کبوترای دیگه که تو حرمن .......

نشد اونجا باشم .....

حتما قسمت نبود ...... 

یا همون نداشتن لیاقت....... 

ائمه که مطمئن بودن عزیزاشون بعد از رحلت و شهادت تو بهترین مرتبه بهشت جا دارن پس نباید تو از دست دادن عزیزاشون ناراحت بوده باشن........ نمیدونم.... حضرت فاطمه(ص) مادر عزادارم....... ولی میگن از دست دادن پدر یه درد دیگست.....یه مصیبت دیگست......  مادر تنهاییام........ برام دعا کن........

مهدی و مولای ما امشب سه جا دارد عزا
گاه گوید مصطفی گه مجتبی گاهی رضا

قربونت برم مهدی جان...آقای عزادار .... مارو هم تو غمت شریک بدون

اگر قبولمون داری اگر آبرویی پیشت داریم پیش خدا دعامون کن که عزاداریهامون مقبول درگاهش باشه

حضرت زینب و این شبها تو چقدر دلت بزرگه که این همه غم قراره تو دلت جا بشه.......

غم ۷۲ آشنا ....... .برادر ...برادر زاده...پدر بزرگ .....و چند روز دیگه هم غم از دست دادن آقا امام رضا(ع).........

کبوتر نینوایی دلم رو روونه میکنم تو کربلا برای عرض تسلیت ...ازم قبولش کن ....

و براش دعا کن....... تا فقط برا شما و اهل بیت و ائمه بتپه......

به همه شیعیان این ایام رو تسلیت میگم

اللهم عجل الولیکم الفرج.......

التماس دعا......

+ نوشته شده در   چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389;ساعت  12:54;  توسط  منتظر;  |